گزارش برنامه ورزشی "کوهنوردی" قرارگاه دانش آموزی امام رضا(ع) جمعه 22 مهر ماه
در جلسه قرارگاهی که دوشنبه ها ساعت 4عصر برگزار می شود این جلسه(مورخه18/7/90) تصمیم گرفتم دل رو به دریا زده و یک برنامه ورزشی کوهنوردی تدارک ببینم، برای اعضای قرارگاه قبل از شروع جلسه قرارگاه دعوتنامه ای با متن خودمونی که چی بیاریم کجا بریم و چه زمانی حرکت کنیم، آماده کرده بودم که اعضای حاضر در قرارگاه ارائه شد.
با اینکه مکررا در جلسه اعلام و دعوتنامه داده بودم، جهت یادآوری هم که شده بود شب جمعه برای تمامی اعضای قرارگاه پیامک زده و یادآوری نمودم که مبادا برنامه کوهنوردی فراموش شود.
لحظه موعود فرا رسید و در محل مقرر حاضر شدیم اکثرا زودتر از من آمده بودند با روحیه ای نشاط آور که از میدان آزادگان پیاده بطرف محل گردشگری گاوازنگ زنجان رهسپار شدیم.
صبحی که برایم خاطره انگیز تر از سایر روزها بود چون حس میکردم نتیجه کارهای گذشته کم کم ثمر می دهد و وقتی ارتباط دوستانه دانش آموزان را می دیدم لذت می بردم.
توان آنها بیش از انتظاری بود که من داشتم، روحیه کمک و کار گروهی در این گونه از جمع ها به اوج خود می رسدو این نمونه ای از آن موارد بود.
در مسیر راه وقتی به منطقه کوهپایه ای کوه رسیدیم تازه اولای کار بود ابتدا برای رفتن و رسیدن به قله کوه اتمام حجت کردم و همکی اعلام آمادگی کردند که تا آخر هستند.
بعضی ها که وسط های کار خستگی را در چهره هایشان می شد حس کرد از گله مندی مسیر سخنی به میان نمی آوردند با این همه بالاخره به قله کوه که شهدای گمنام در آنجا مدفون بودند رسیدیم. شهدا با گمنامی هایی که داشتند در اوج بودند و قله ی کوه نشانی از اقتدار آنها برایمان مثال زدنی تر. پس از ادای احترام و قرائت فاتحه ، عکس یادگاری هم گرفتیم.
و قبل از اینکه سخنی برایشان ایراد کنم صبحانه را تدارک نمودیم و همگی بعد از طی مسیری یکساعته صبحانه صرف نمودیم.
تمامی لحظه های حضورشان،خنده هایشان، و حتی لطیفه هایی که تعریف می کردند برایم خاطره ای شیرین و ماندنی بود.
بعد از صرف صبحانه همگی بصورت حلقه وار نشستیم تا نکته ای که باید بیان میکردم با ذکر مقدماتی این چنین ادامه دادم:
(( دوستان هدف از حضور ما در تقویت روحیه ورزشی است،و مهمترین هدف تجدید عهد با شهدای عزیز 8 سال دفاع مقدس و براستی که اهداف شهدا هم خیلی بلند تر از اینها بوده است.
ما که امروز وارثان خون این بزرگواران هستیم برای حفظ راه و اهدافشان چقدر قدم برداشته ایم؟و چقدر باید کار کنیم؟
امام امت با بیانی زیبا که این چنین گفتند: هزار سال عبادت خدا کردید خدا قبول کند یکبار هم که شده وصیتنامه شهیدان را بخوانید.این مرد بزرگ که خداوند قرین رحمتش کند چقدر هوشیارانه و متفکرانه سخن می گوید و چیزی که بدون فکر باشد بیان نمی کند.
در وصایای شهید خواندم که چه زیبا نوشته بود: ترس از شهادت امروز ندارم از طرفی دوست دارم که زنده بمانم تا فردایم شهید نشود.
دوستان سعی کنیم سیره عملی شهدا را در زندگی خود داشته باشیم. وظیفه ماست که علاوه بر ذکر یاد و نام و خاطره آنها از سیره عملی آنان غافل نباشیم.))
انشااله
بهنام محمدی
قرارگاه محلی است که انسان های عاشق با اسطورهای آسمانی دور هم در وعده ای که دارند جمع می شوند اینجاست که مربی در تلاش و جنب و جوش و تکاپوست